وقتی بغضم شکسته شد... و نفس هایم؛ غرق شد در اندوه و بی تابی، فقط "سکوت" با من بود!! گاه گاهی که تنم... خسته از لحظه ها؛ به سوی تلخ ترین مرداب زندگی کشیده می شد، و شب هایی که بالشم خیس می شد از اشک شبانه حسرت... فقط "سکوت" با من بود...